تبليغاتX
روزنه ای به دل تنگ
ای کاش کمی

                 فقط کمی

                            ۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اسفند 1385ساعت 10:12 بعد از ظهر  توسط وحید   | 

تنهایی ام را با تو قسمت می کنم،سهم کمی نیست

گسترده تر از عالم تنهایی من عالمی نیست

غم آنقدر دارم که می خواهم تمام فصلها را

بر سفره ی رنگین خود بنشانمت،بنشین غمی نیست

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم آبان 1385ساعت 6:51 بعد از ظهر  توسط وحید   | 

آسمانها گله دارند: زماسیر شدید

بسکه بر خاک نشستید زمین گیر شدید

پی اکسیر بریدید زگهواره تان

وایتان باد، نجستیدوچنین پیر شدید

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم آبان 1385ساعت 6:51 بعد از ظهر  توسط وحید   | 

تاتو هستی و غزل هست دلم تنها نیست

محرمی چون تو هنوزم به چنین دنیا نیست

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم آبان 1385ساعت 6:50 بعد از ظهر  توسط وحید   | 

در تاریکی بی آغاز و پایان

دری در روشنی انتظارم رویید.

خودم را در پس در تنها نهادم

و به درون رفتم

اتاق بی روزن تهی نگاهم را پر کرد

سایه ای در من فرود آمد

و همه شباهتم را در ناشناسی خود گم کرد

پس من کجا بودم؟

شاید زندگی ام در جای گمشده ای نوسان داشت

و من انعکاسی بودم

که بیخودانه همه خلوت ها را به هم می زد

و در پایان همه رویاها در سایه بهتی فرو می رفت.

من در پس در تنها مانده بودم

همیشه خودم را در پس یک در تنها دیده ام...

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم آبان 1385ساعت 8:44 بعد از ظهر  توسط وحید   | 

هر کس عاشق شد

عاسق نیست

هر کس عاشق ماند

عاشق است

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم آبان 1385ساعت 11:21 بعد از ظهر  توسط وحید   | 

هیچگاه طعم بوسه هایت را

فراموش نخواهم کرد-به هر حال

من چگونه مملو ازچک چک موج موهای پرچینت شدم-آخر سر

عجب شبی بود

به چسبناکی سیاهی به شب

به داغی آفتاب بر شن ساحل

 و به

بس است

بس است

امشب هم گذشت-به هر حال

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم آبان 1385ساعت 11:19 بعد از ظهر  توسط وحید   | 

اگر تو حاضر باشی حقیقت غایب است و اگر تو غایب باشی حقیقت حاضر است.
+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم آبان 1385ساعت 10:48 بعد از ظهر  توسط وحید   | 

تفکر تنها قادر است درباره شناخته شده ها بیندیشد.شناخته ها همواره کهنه اند.بنابراین تفکر هرگز اصیل نیست.
+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم آبان 1385ساعت 10:47 بعد از ظهر  توسط وحید   | 

اهل ایرانم

روزگارم بد نیست

تکه نانی دارم،خرده هوشی،سر سوزن ذوقی

مادری دارم،بهتر از برگ درخت

دوستانی،بهتر از آب روان

و خدایی که در این نزدیکی است

لای این شب بوها،پای آن کاج بلند

روی آگاهی آب،روی قانون کتاب

 

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم آبان 1385ساعت 9:25 بعد از ظهر  توسط وحید   |